بازگشت

وقفنامه مؤسسه پاستور در طهران

هوالواقف علی الضما ئر و النیات و المطلع علی السرائر و

الخفیات- بعدالحمد لولیه والصلو ة علی نبیه

 


چون در این عصر اخیر که قرن چهاردهم هجری است بعض امراض مسریۀ مزمنه در خطۀ ایران خاصه طهران شیوع یافته که غالباً علاج آنها بوسیلۀ تزریق و برای مواد تزریقيه محتاج بخارجه و شدت احتیاج بآن اهالی را دوچار مشکلات کرده و بسا باشد که در بعض اوقات دسترس بآن نباشد یاکمیاب و قلیل الوجود باشد که معالج بمضیقه و مریض بمخاطراتی افتد که ضعف العلاج و بالاخره منجر بتلفات و هلاکت نفوس شود عبدالحسین میرزا فرمانفرما محض رفع احتیاج اهالی این آب و خاک و تسهیل امر آنها در فراهم شدن وسائل علاجیه نخستین کسی بود که تصمیم فرمود و همت گماشت که طبعاً لمرضات الله تا یکدرجه اسباب آسایش عمومی و وسائل علاجیۀ آنان را در همین پای تخت فراهم نماید که با قرب الوسائل معالجه شوند و این اثر خیر در صفحه روزگار از ایشان به یادگار بماند که ذخیرۀ اخرویۀ ایشان گردد و مقدمه با هیئت دولت در این موضوع مذاکره و مشاوره نمودۀ مورد تحسین و تصویب و نتیجه هم این شد که حضرت والای معظم له از اراضی ملکی خودشان یک محلی را برای مؤسسۀ پاستور تعیین نماید که ابنیۀ لازمۀ آن از محل و مسکن عملجات و اجزاء و مستخدمین بقدر مقدور و خانه دکتر و رئیس مؤسسه در آن بناء ساخته شودکه مواد تزریقیه و اسباب و لوازم تلقیحیه ازقبیل آبله و طاعون و وباء و دیفتری و گزیده سگ ها و سفلیس و سوزاک و امثال آن ها در آن محل تهیه و تدارک شود و مبلغ ده هزار تومان هم شخص حضرت والا از مال خود بمصرف بنای آن برساند و پس از این مشاوره و تصویب هیئت دولت حضرت والا مقداری از باغ واقعه در محله حسن آباد طهران را که در سیم ربیع الثانی یکهزار و سیصد و بیست و چهار 1324 از سرکار علیه حاجیه نجم السلطنه همشیره خود خریداری نموده بضمیمه مقداری از اراضی وصل باغ مرقوم که در سلخ ذیقعده یکهزار و سیصد و چهل و یک 1341 از ورثه سید فندرسکی خریداری فرموده برای محل این مؤسسه معین نمود و بمناسبت اینکه باغ حاجیه نجم السلطنه ئی را بانضمام چهار ساعت در گردش هفت ازمجرای قنات کوثریه در سلخ رجب یکهزار و سیصد و سی و چهار 1334 بموجب مصالحه نامه جداگانه صلح بصبارمیرزا و منوچهر میرزا دوفرزند صغیر خود نموده خیار فسخ آنرا هم ده ساله از تاریخ مزبور بالمباشره برای شخص خود مقرر داشته بود نخست آن صالح را بهمان خصوصیاتی که در مصالحه نامه شرط و مقرر شده بود نسبت باراضی آن باغ فسخ نمود و بملکیت خود اعادت داد. سپس موازی هشت هزار و نهصد و شصت ذرع و شش گره از اراضی باغ مرقوم و مساحت یکهزار و پانصد و چهل وپنج ذرع از زمین ابتیاعی از ورثه سید فندرسکی را که جمعاً ده هزار و پانصد و پنجذرع و شش گره مضروب میشود و حدود مجموع آن از قرار ذیل است. حدی جنوباً بخیابان نصرت الدوله که درب عمارت و باغهای مسکونی سابق خود حضرت والا فرمانفرما در همان خیابان است حدی شمالا باراضی ملکی خود حضرت والا فرمانفرما که از ورثه سید فندرسکی خریداری فرموده و یک مقدار از آن بشرح فوق جزء محل پاستور شده حدی شرقاً باراضی ملکی خود فرمانفرما که بقیه باغ حاجیه نجم السلطنه ئی است و مقداری هم بقسمتی از اراضی ابتیاعی از ورثه فندرسکی حدی غرباً بباغ اطلس ملکی خانم عزت الدوله که بدو صبیه نظام الدین میرزا صلح کرده و بخندق شهر برای محل این مؤسسه تخصیص داد و در این مساحت بعض از ابنیه لازمه مؤسسه مسطوره نباشد و مبلغ ده هزار تومان فوق الذکر راهم حضرت والا حسب القرار از مال خود دادند و باستحضار وزارت فواید عامه و بتوسط مامورین وزارت مزبوره بضمیمه پانزده هزار تومان دولت بمصرف بنائی ابنیه آنجا رسید................................

نظر باينكه وزارت جليله ماليه نسخ متعدد در وقفنامه مؤسسه پاستور خواسته اند و براي وزارت اوقاف و اداره محترم صحيه نيز لازم بود لذا وقفنامه را بطبع رساندم.

"عبدالحسين ميرزا فرمانفرمائيان"