بخش اپیدمیولوژی و آمار زيستي از قدیمی­ترین بخش­های انستیتو­پاستور­ایران می باشد که در سال 1325 شمسی توسط دكتر مارسل بالتازار(شکل شماره 1)، رییس وقت انستیتو پاستور تاسیس شد(1) و ده ها سال به عنوان مرکزی منطقه­ای و بین­ المللی در رابطه با طاعون و تب­های ­راجعه با سازمان بهداشت جهانی همکاری داشت و تحقیقات وسیعی را در رابطه با اپیدمیولوژی بیماری های عفونی مختلف بالاخص تولارمی، هاری و آبله در ایران انجام داد. با توجه به رسالتی که برای انستیتو پاستور ایران در دیده بانی بیماری های عفونی کشور در نظر گرفته شده است و با توجه به کارهای انجام شده، بخش اپیدمیولوژی و آمار زيستي انستیتو پاستور ایران را می­توان پیشتاز تحقیقات اپیدمیولوژی میدانی و سیستم اطلاعات جغرافیایی(GIS) مرتبط با سلامت در کشور دانست، تحقیقاتی که در کشور تقریبا به فراموشی سپرده شده اند و هنوز هم لزوم انجام جدی­تر آن ها در کشور احساس می شود.                                                                   

 

 
 

شکل شماره 1- دکتر مارسل بالتازار- رئیس فرانسوی انستیتو پاستور ایران، موسس و اولین رئیس بخش اپیدمیولوژی(1350-1287 ش.)

 

روسای بخش                                                                                   

دکتر بالتازار در ابتدای راه­اندازی بخش مدتی رییس آن بود ، بعد از ایشان به ترتیب دکتر رسول پورنکی (ویروس شناس)، دکتر منصور شمسا(پزشک)، دکتر مصطفی پورتقوا(متخصص عفونی)، دکتر یونس کریمی (متخصص عفونی)، دکتر مهدی آسمار (انگل­ شناس)، دکتر عارف امیرخانی(اپیدمیولوژیست) و دکتر احسان مصطفوی(اپیدمیولوژیست)(1389 تا کنون) ریاست بخش را به عهده داشته اند.

 
 
 

شکل شماره 2- دکتر بهمنیار، دکتر پورنکی، دکتر سیدیان، میهمان، دکتر بالتازار، دکتر افتخاری، دکتر مستشفی در صحن انستیتو پاستور ایران، 1338

 
 

کارکنان بخش

آقایان دکتر نورایر پیازک، حسن نیکویی، محمد حنیفی، محمدخیرالله زاده، مصطفی امیری،فیض الله سالارکیا، حسین نوروزی، معرفت الله تیزفهم، ابوالحسن حسین نیا، صادق حکیمی، اسدالله برندک و محسن حسن زاده و خانم ها هایده سمیعی، مهوش زکیخانی و کتی موبد در مدت فعالیت این بخش به عنوان کارمند با این بخش همکاری نموده اند که نقش مهم و موثری را در توفیقات بخش به عهده داشته اند و همگی بازنشسته شده اند. دو تن از همکاران این بخش به نام های آقای عباس آذرنیا و میرعظیم قاسمی نیز در ماموریت های صحرایی بخش در اثر واژگونی خودرو فوت نمودند و آقای محسن حسن زاده، در اثر ابتلا به طاعون در آزمایشگاه بخش اپیدمیولوژی درگذشت(2).                                                  

 

فعالیت های قبل از انقلاب (1357-1325)

به دلیل ارتباطات وسیع انستیتو پاستور ایران با انستیتوپاستور پاریس و مبادلات علمی با فرانسوی ها بسیاری از مستندات و تحقیقات انجام شده این بخش، در قبل از انقلاب، به زبان فرانسه نوشته شده است.                                                                                                                           

 

الف- مطالعات مرتبط با اپیدمیولوژی تب راجعه

زمانی که دکتر بالتازار به ايران آمد اپیدمی بيماريهاي کشنده ناشي از جنگ جهاني دوم در همه جای ایران گسترده بود. یکی از بيماريهای کشنده ای كه در آن سال ها بصورت پاندمیک ظاهر شده بود و تمام كشور هاي جنگ زده و از جمله ایران را دچار کرده بود، تب راجعه شپشی بود. در آن زمای سیمای اپیدمیولوژیک بیماری تب راجعه ناشناخته بود ولی با تحقیقات دكتر بالتازار، دكتر محمود بهمنيار، دکتر سیدیان و دكتر شمس الدین مفيدي موفق گرديدند مواردی نظیر ناقلین احتمالی، طول دوره کمون، تاثیر تغییرات آب و هوایی بر وقوع بیماری، تنوع آنتی ژنی اسپیروکت ها را برای اولین بار در دنیا مشخص نمایند و با معرفی نوزاد خرگوش به عنوان حیوان حساس برای مطالعات آزمایشگاهی، راه تحقيق و مطالعه درباره اين بيماري را آسان نمایند(3, 4). به خاطر سرایت بیماری در حین مطالعه، تقریبا تمام اعضای گروه به بیماری مبتلا شدند. این تحقیقات بر روی تب راجعه کنه ای ادامه پیدا کرد و انستیتو پاستور ایران و بخش اپیدمیولوژی را شهرتی جهانی داد که باعث جلب نظر بسیاری از پژوهشگران بین المللی شد(2). دکتر کریمی برای اولین بار در دنیا بورلیا بالتازاردی را در سال 1355 در اردبیل گزارش نمود(5) و در سال 1359، روشی جدید را برای ریشه کنی تب های راجعه کنه ای معرفی نمود(6). تحقيقات درباره تب های راجعه سال ها در بخش اپيدميولوژي انستيتو پاستور ايران تعقيب شد که حاصل این مطالعات در نشریات علمی معتبر آن روز چاپ شد(7-22). طی این مدت، اعضای این بخش به عنوان مشاور سازمان بهداشت جهانی در زمینه تب های راجعه عازم کشورهای مختلف می شدند.                                                          

 

ب- مطالعات مرتبط با اپیدمیولوژی طاعون

   در سال 1324، بخش اپیدمیولوژی اولین ماموریت خود را به خارج از تهران با عزیمت به شمال غربی کشور و به کمک یک آزمایشگاه صحرایی مستقر در یک کامیون آغاز کرد که شروعی بر تهیه نقشه اپیدمیولوژیک کشور بود(2) و بعهدها با اضافه شدن جیپ های صحرایی شکل عملیاتی تری پیدا کرد(شکل شماره 3). یکی از مهمترین و اولین ماموریت های این تیم تحقیقات صحرایی در سال 1325 با اپیدمی طاعون در منطقه کردستان صورت گرفت.                                                                         

 

شکل شماره 3- محققین جهانی طاعون در کردستان ایران(جیپ های صحرایی برای کاوش های علمی و بهداشتی)

  گرچه طاعون در این ناحیه مسبوق به سابقه بود ولی در این سال برای اولین بار تیم های تخصصی پاستور به محل اپیدمی اعزام شدند. مشخص شدن کانون طاعون در کردستان و اهمیت این بیماری سبب شد که دکتر بالتازار، دکتر شمسا، دکتر کریمی، دکتر عبدالله حبیبی(پاتولوژیست)، دکتر محمود کیوانفر (پزشک)، دکتر بهمنیار (رئیس وقت بخش هاری)، دکتر میرزا افتخاری(خون شناس، پزشک علمی نظامی انستیتو پاستور)، دکتر فرهنگ آزاد، دکتر بیوک سیدیان(حشره شناس)،  و دکتر هوشنگ مجد تیموری(متخصص اطفال) با آموزش و تعلیم تکنسین­های ورزیده و تهیه وسایل مورد نیاز برای مطالعات صحرایی، طی سال های متوالی در سراسر این منطقه مطالعات دقیق علمی و اپیدمیولوژیکی را انجام دادند(1) در این میان از همکاری علمی جونده شناس آمریکایی با نام زاویه مزون که بارها به ایران آمد نیز استفاده بهره گرفته شد و جوندگان ایران مورد طبقه بندی قرار گرفتند(2, 23). در این سال ها، تلفیق همکاری های صحرایی و آزمایشگاهی راه حل کلیدی انجام اقدامات موثر اپیدمیولوژیک بود و فرضیات تحقیقاتی وسیعی را موجب گردید. مطالعات دامنه دار تیم های تحقیقاتی بخش اپیدمیولوژی نشان داد جونده های مریون پرسیکوس و مریون لیبیکوس با وجود مقاومت به طاعون، مخزن اصلی باکتری در طبیعت محسوب می شوند و برای اولین بار این فرضیه را که میزبان حقیقی یک بیماری عفونی را باید بیشتر در انواع مقاوم تر، نه حساس تر، به بیماری جستجو نمود مطرح نمودند که امروزه به عنوان یک واقعیت علمی شناخته می شود(2). و قابلیت و لیاقت علمی و تحقیقاتی خود را از راه انتشارات مقالات علمی نشان دهند(24-27).                                                                                                                                   

در 9 اپیدمی بیماری طی سال های 1325 تا 1344 در کردستان و آذربایجان، تعداد زیادی از افراد مبتلا توسط تیم های اعزامی انستیتو پاستور از مرگ نجات یافتند و 156 نفر نیز در اثر بیماری مردند(28).         

در سال 1332، ملکی واقع در روستای اکنلو در 100 کیلومتری شمال غربی همدان و در مرز کردستان توسط مرحوم منوچهر قرگوزلو برای تحقیقات طاعون وقف گردید که تا سالیان سال به عنوان پایگاه تحقیقاتی طاعون در زیر نظر بخش اپیدمیولوژی فعالیت نمود(شکل شماره 4).                                    

شکل شماره 4- ایستاده: مهندس نبوی، دکتر یونس کریمی، دکتر بالتازار، علی قهرمانی، دکتر زاویه مزون، همسر دکتر کلان، محمد حنیفی، فیض الله سالارکیا، حامد سالارکیا، سلمان مصباح، موسی حکیمی، دکتر کلن در آزمایشگاه تحقیقات طاعون در اکنلوی همدان، 1336

 در این سال ها نفشه های هوایی مناطق کردستان و همدان از سازمان نقشه برداری ارتش تهیه گردید و در تحقیقات صحرایی محل های جونده گیری و آلودگی گزارش می شد و به این شکل، پایه اولین تحقیقات مبتنی بر سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) در حوزه سلامت گذاشته شد(شکل شماره 5). با استفاده از این عکس ها به دقت بر روی تحول و روند اپیزئوسی منطقه کار می کردند(2).                                 

شکل شماره 5- نقشه تهیه شده از کانون طاعون خیز کردستان با استفاده از عکس های هوایی- 1340، محل های صید جوندگان با شماره مشخص شده اند.

کارهای تحقیقاتی و درمانی در زمینه طاعون، حتی باعث ابتلای بعضی از کارکنان این بخش به این بیماری گردید(شکل شماره 6).


شکل شماره 6- اسدالله برندک، کارمند سابق بخش اپیدمیولوژی که در سال 1347 طی مطالعات طاعون به بیماری مبتلا شد و معالجه گردید.

موفقيت هاي اين انستيتو در باره تحقیقات طاعون توجه مقامات سازمان بهداشت جهاني را به خود جلب نمود(شکل شماره 7) و باعث شد بسیاری از تحقيقات بين المللي طاعون را به كارشناسان ايراني واگذار كردند و در این میان، کارشناسان این بخش بیش از 20 سال به عنوان کارشناس سازمان بهداشت جهانی در زمینه طاعون با اعزام به کشورهای مختلف دنیا به جامعه جهانی خدمت کردند و بسیاری از تحقیقات  این بخش با حمایت مالی سازمان بهداشت جهانی دنبال شد.     

شکل شماره 7- کمیته خبرگان طاعون در ژنو- سال 1348 (دكتر محمود بهمنيار از راست نفر چهارم در حال سخنراني)

  کارشناسان و محققین این بخش تحقیقات خود را در مناطق مختلف دنیا از کشورهای همسایه مانند ترکیه، سوریه(29)، عراق و یمن(30) گرفته تا آسیای جنوب شرقی (هندوستان(31)، اندونزی(32) و تایلند)، آمریکای جنوبی(برزیل(33-36) و برمه(37, 38)) و آفریقا (زئیر و تانزانیا (39)) ادامه دادند و ضمن آموزش و انتقال تجربیات، نتایج تحقیقات خود در این کشورها را به رشته تحریر درآوردند(31, 33, 34, 37, 38, 40-44). مطالعات در مورد طاعون در سال های بعد(44-46) نیز ادامه پیدا کرد به طوری که در سال 1357، کانون جدیدی از بیماری از منطقه سراب در آذربایجان شرقی توسط دکتر کریمی و همکاران گزارش شد (47)تحقیقات و پیشرفت های انستیتو پاستور ایران باعث شد تا در شهریورماه 1354 و بنا به پیشنهاد وحمایت سازمان بهداشت جهانی، سمینار بین المللی طاعون در انستیتوپاستورایران برگزار شود(شکل شماره 8). در طی این سمینار، کارشناسان دعوت شده به ایران، بازدیدی نیز از کانون طاعون خیز کردستان داشتند.  

 

شکل شماره 8- سمینار بین المللی طاعون در انستیتو پاستور ایران، تهران، 1354

 

ج- مطالعات مرتبط با اپیدمیولوژی تولارمی

از دیگر تحقیقاتی که در این بخش به صورت مستمر انجام شد، تحقیقات درباره اپیدمیولوژی تولارمی در کشور بود. مطالعات وسیع اپیدمیولوژیک دکتر شمسا و همکارانشان در مورد این بیماری در سراسر کشور، باعث اولین گزارش این بیماری در شمال غربی و شرق کشور در دام های­اهلی و حیات وحش شد. در این مطالعه بیش از 4500 پستاندار وحشی و 200 گوسفند و گاو، در 47 نقطه کشور در جستجوی رد عامل تولارمی مورد بررسی قرار گرفتند(شکل شماره  9). این مطالعه به شناسایی هر چه بیشتر پراکندگی پستانداران وحشی در کشور، به عنوان مخزن بسیاری از بیماری های عفونی مشترک انسان و دام، نیز کمک شایانی نمود(48). مطالعات در ارتباط با اپیدمیولوژی تولارمی در سال های بعد نیز ادامه پیدا کرد.    

دکتر کریمی در سال 1360، اولین مورد انسانی تولارمی ایران را در زابل شناسایی و گزارش نمود(49).

شکل شماره 9- محل های نمونه گیری از حیوانات وحشی کوچک و قسمت هایی که موارد مثبت تولارمی یافت شده است؛ بولتن سازمان بهداشت جهانی، 1351

 

د- مطالعات مرتبط با اپیدمیولوژی سایر بیماری های عفونی

بخش اپیدمیولوژی انستتیو پاستور دارای همکاری بسیار نزدیکی با سایر بخش های انستیتو نظیر هاری بوده است(50)و تحقیقات اپیدمیولوژیکی روی سایر بیماری هایی نظیر پورپورای خونریزی دهنده(51-53)، مالاریا(54) و ... انجام داده است. کارشناسان این بخش علاوه بر کنترل اپیدمی­های مختلف در داخل کشور در زمان مشکلات بهداشتی در سایر کشورها نیز به عنوان کارشناسان خبره سازمان بهداشت جهانی به این کشورها اعزام می شدند؛ به طور مثال در زمان اپیدمی آبله در پاکستان، دکتر منصور شمسا به دعوت سازمان جهانی بهداشت و به ماموریت از انستیتو پاستور ایران عازم این کشور شد و در کنترل این بیماری نقش مهمی ایفا نمود.                                                                                    

 

فعالیت های بعد از انقلاب (1389-1357)

دکتر کریمی نتیجه قسمتی از تحقیقات خود درباره اپیدمیولوژی طاعون، تب های راجعه و تولارمی در ایران و جهان را در 3 جلد کتاب به زبان فارسی چاپ و منتشر کرده است(شکل شماره 10).

شکل شماره 10- مجموع کتب دکتر یونس کریمی، رییس سابق بخش اپیدمیولوژی انستیتو پاستور ایران

تا سال 1370 نیز همچنان یکی از مهمترین وظایف محول شده به این بخش، تحقیقات در زمینه تشخیص و اپیدمیولوژی طاعون بود به طوریکه از سال 1361 تا 1371، 15 ماموریت برای یافتن طاعون صحرایی به مناطق کردستان و همدان، انجام شد (شکل شماره 11) که در نیمی از این ماموریت ها، آلودگی به طاعون در کک ها و جوندگان مورد بررسی اثبات گردید. متاسفانه تحقیقات طاعون از سال 1371 ادامه پیدا نکرد و پایگاه اکنلو که دیرزمانی پایگاه بالنده تحقیقاتی پاستور بود به فراموشی سپرده شد.

شکل شماره 11- تله گذاری برای صید جوندگان در اطراف روستای آغ بلاغ مرشد جهت مطالعات طاعون/ ایستاده: حامد حنیفی، تله گذار: محمدرضاآقاعباسی، سال 1368                                       

از طرفی، دکتر مهدی آسمار که یک انگل شناس بود و برای مدت 12 سال همزمان مسوولیت معاونت پژوهشی انستیتو پاستور و بخش اپیدمیولوژی را به عهده داشت تحقیقات بخش را بیشتر به سمت اپیدمیولوژی بیماری های انگلی سوق داد. مطالعات در زمینه اپیدمیولوژی لیشمانیوز(55, 56)، توکسوپلاسموز(57-59)، کیست هیداتید، وضعیت پراکندگی انگل های خارجی (کنه ها و کک ها) در کشور(60-62) و برنامه های کنترل جوندگان در مناطق شهری کلان شهرهای کشور(63) از برنامه های بخش در زمان ریاست دکتر آسمار بود. تحقیقات در رابطه با اپیدمی فاسیولوز در شمال کشور را می توان یکی از تحقیقات ارزشمند بخش اپیدمیولوژی در دهه اول انقلاب دانست(64-67).                                

شکل شماره 12- کندن لانه جونده برای جداسازی کنه از خاک انتهای لانه (مطالعه انگل های خارجی جوندگان)/ از سمت راست: مصطفی امیری، محمد حنیفی، حامد حنیفی؛ سال 1364- زابل

   دکتر امیرخانی اولین فردی بود که با داشتن تحصیلات آکادمیک در رشته اپیدمیولوژی در سال 1371 به عنوان رییس بخش اپیدمیولوژی منصوب شد. ایشان از اولین فارغ التحصیلان اپیدمیولوژی داخل کشور بودند. دکتر امیرخانی نقش مهمی در برگزاری دوره های آموزش کامپیوتر و نرم افزارهای آماری به عهده داشت و به عنوان یک مشاور آمار و اپیدمیولوژی در تحقیقات بخش های مختلف انستیتو همکاری داشت که منجر به تالیف مقالات مختلف علمی شد(68-75).
 
 
رفرانس ها
 
                                                                                                                             
1.         قدسي،مهدي،تاريخچه‏يخدماتپنجاهساله‏يانستيتوپاستورايران،تهران، 1350،انتشاراتانستيتوپاستورايران.
2.         Baltazard, M. (2004) L'Institut Pasteur de l'Iran vu par, Fascicule édité par le service de coopération et d'action culturelle de l'ambassadede France en R I d'Iran à l'occasion de l'inauguration du pavillon Baltazard de l'Institut Pasteur d'Iran, Theran.
3.         Baltazard, M., Mofidi, C., and Bahmanyar, M. (1948) Essai de reclassement de certains spirochètes récurrents, Bull Soc Path Ex 41, 399–405.
4.         Baltazard, M., Bahmanyar, M., and Mofidi, C. (1947) Fievres recurrent, transmises a la fois par ornithodoros et par poux, Ann. Inst. Pasteur 73, 1066-1071.
5.         Karimi, Y., Hovind-Hougen, K., Birch-Andersen, A., and Asmar, M. Borrelia persica and B. baltazardi sp. nov.: experimental pathogenicity for some animals and comparison of the ultrastructure, p 157.
6.         یونسکریمی،نورایرپیازک،مهدیآسمار،روشجدیدبرایریشهکنیتبهایبازگردکنهای،مجلهنظامپزشکی، 1359،سالهفتم،شماره 5.
7.         Baltazard, M., Bahmanyar, M., Pournaki, R., and Mofidi Ch, C. (1952) Ornithoderes tartakovsky Olenev 1931 et Borrelia (Spirochaeta) latychevi Sofiev 1941. Note préliminaire, Ann Parasit Humaine et compare 27, 311-328.
8.         BALTAZARD, M., BAHMANYAR, M., and CHAMSA, M. (1954) Use of the guinea pig in the differentiation of relapsing fever spirocheta; the individuality of the Borrelia crocidurae group, Bulletin de la SociÊtÊ de pathologie exotique et de ses filiales 47, 864.
9.         Karimi, Y. (1981) Relapsing fever and its epidemiology, Tehran: Pasteur Institute of Iran, 39-43.
10.       Heisch, R., Chamsa, M., Seydian, B., and HARVEY, A. The behaviour of spirochaetes in lice with special reference to the negative phase, Bulletin de la SociÊtÊ de pathologie exotique et de ses filiales 50, 735.
11.       CHAMSA, M. (1960) Immunity phenomena in recurrent spirochetoses, Pathologie-biologie 8, 69.
12.       Chamsa, M., and Weiss, N. (1969) Epidemiological study of rodent filariasis (Dipetalonema viteae Krepkogorskaja 1933) in Iran, Acta tropica 26, 370.
13.       Karimi, Y. Treatment of Borrelia infected ticks (author's transl), Bulletin de la SociÊtÊ de pathologie exotique et de ses filiales 75, 131.
14.       BALTAZARD, M., BAHMANYAR, M., HABIBI, A., MOFIDI, C., and SEYDIAN, B. (1950) Fievres recurrentes humaines, Leur transmissibilit par le pou, Bull. Soc. Pathol. Exot. 43, 309-317.
15.       BALTAZARD, M. (1947) Modifications dans la comportment de souches de Sp. recurrentis passees par les rongeurs, Compt. Rend., 82-83.
16.       BALTAZARD, M. (1946) Identification desspirochetes recurrents. Individualite de l'espece Sp. recurrentis, Bull. Soc. Pathol. Exot. 40, 77-81.
17.       BALTAZARD, M., BAHMANYAR, M., and MOFIDI, C. (1948) Sur les infections A spirochetes transmisses par les ornithodores en Iran, Bull. Soc. Pathol. Exot. 41, 141-146.
18.       BALTAZARD, M., BAHMANYAR, M., and MOFID C. (1950) 0. erraticus et fibvres recurrentes, Bull. Soc. Pathol. Exot. , 595-601.
19.       BALTAZARD, M., and HABIBI, A. (1954) Sur l'infection inapparente dans les spirochétoses, Bull Soc Pathol Exot Filiales 47, 48-52.
20.       BALTAZARD, M., MOFIDI, C., and BAHMANYAR, M. (1947) Solution aux difficultes de l'experimentation avec le spirochete d' Obermeier, Sp. recurrentis, agent de la fievre a Compt. Rend. 224, 1858-1860.
21.       BALTAZARD, M., SEYDIAN, B., MOFIDI, C., and BAHMANYAR, M. (1949) Donnees experimentales nouvelles sur la fievre recurrente epidemique humaine, Bull. Acad. Nat. Med. (Paris) 133, 284-289.
22.       BALTAZARD, M., BAHMANYAR, M., and CHAMSA, M. (1955) Relapsing fever in Afghanistan, Bulletin de la SociÊtÊ de pathologie exotique et de ses filiales 48, 159.
23.       Missone, X. (1968) The Cambridge History of Iran, vol. I. The Land of Iran, In Arts asiatiques, pp 294-304, Cambridge University Press.
24.       Mollaret, H., Karimi, Y., Eftekhari, M., and Baltazard, M. (1963) La peste de fouissement, Bull Soc Pathol Exot 56, 1186-1193.
25.       MOLLARET, H., NGUYENVAN, B., VANDEKERKOVE, M., KARIMI, Y., and EFTEKHARI, M. (1964) ON THE UREASE OF YERSIN'S BACILLUS, p 424.
26.       Baltazard, M., Karimi, Y., Eftekhari, M., Chamsa, M., and Mollaret, H. (2004) C. Interepizootic conservation of the plague in inveterate reservoir. Hypotheses and work. 1963, Bulletin de la Société de pathologie exotique (1990) 97, 72.
27.       KARIMI, Y., BALTAZARD, M., and CHAMSA, M. SYSTEMATIC STUDY OF A MESOFOCUS OF WILD PLAGUE IN IRANIAN KURDISTAN. III. THE INTEREPIZOOTIC PERIOD, Bulletin de la SociÊtÊ de pathologie exotique et de ses filiales 56, 1154.
28.       یونس کریمی، طاعون و همه گیری شناسی آن، انتشارات انستیتو پاستور ایران، 1354، 166 صفحه.
29.       Baltazard, M., and SEYDIAN. Enquête sur les conditions de la peste au Moyen-Orient, Bull. Wld. Hltk Org.| I9Ê0 23, 157-167.
30.       Bahmanyar, M. (1972) Human plague episode in the district of Khawlan, Yemen, The American Journal of Tropical Medicine and Hygiene 21, 123.
31.       Baltazard, M., and Bahmanyar, M. (1960) Research on plague in India, Bulletin of the World Health Organization 23, 169.
32.       BALTAZARD, M., and BAHMANYAR, M. (1960) Research on plague in Java, Bulletin of the World Health Organization 23, 217.
33.       Karimi, Y., de Almeida, C., and de Almeida, A. The experimental plague in rodents in Brazil. Epidemiological deductions, Bulletin de la SociÊtÊ de pathologie exotique et de ses filiales 67, 591.
34.       Karimi, Y., Eftekhari, M., and de Almeida, C. On the ecology of fleas implicated in the epidemiology of plague and the possible role of certain hematophagus insects in its transmission in north-east Brazil, Bulletin de la SociÊtÊ de pathologie exotique et de ses filiales 67, 583.
35.       Karimi, Y., de Almeida, C., de Almeida, A., Keyvanfar, A., and Bourdin, M. Characteristics of strains of Yersinia pestis isolated in the northeastern part of Brazil, p 243.
36.       Karimi, Y., Almeida, C., Almeida, A., Keyvanfar, A., and Bourdin, M. (1974) Particularités des souches de Yersinia pestis isolés dans le nord-est du Brésil, Ann Inst Pasteur Microbiol 125A, 213-216.
37.       Bahmanyar, M. (1970) Assignment report on epidemiology and control of plague in Burma, 9 November 1968-13 April 1969.
38.       Bahmanyar, M. (1971) Assignment report on plague control in Burma, 7-18 November 1970.
39.       Karimi, Y., and Farhang-Azad, A. (1974) [Pulex irritans, a human flea in the plaque infection focus at General Mobutu Lakd region (formerly Lake Albert): epidemiologic significance], Bulletin of the World Health Organization 50, 564.
40.       Karimi, Y., Rodrigues de Almeida, C., and Petter, F. (1976) Note sur les rongeurs du nord-est du Brésil, Mammalia 40, 257-266.
41.       Rust Jr, J., Miller, B., Bahmanyar, M., Marshall Jr, J., Purnaveja, S., Cavanaugh, D., and Hla, U. (1971) The role of domestic animals in the epidemiology of plague. II. Antibody to Yersinia pestis in sera of dogs and cats, The Journal of Infectious Diseases 124, 527-531.
42.       BALTAZARD, M., and SEYDIAN, B. (1960) Investigation of plague conditions in the Middle East, Bulletin of the World Health Organization 23, 157.
43.       Baltazard, M., Bahmanyar, M., Mofidi, C., and Seydian, B. (1952) Kurdistan plague focus, Bulletin of the World Health Organization 5, 441.
44.       KARIMI, Y., TEYMOYRI, H., and EFTEKHARI, M. (1973) Détermination des foyers natrirels de la peste par I’dtude sérologique chez les renards de l’Iran. Cong., Int. Méd. Trop., AthBnes,, 53.
45.       Karimi, Y. (1980) Découverte d'un nouveau mésofoyer de peste sauvage dansl'Azerbaidjan oriental de l'Iran, Bulletin Société Pathologie Exotique 1, 28-35.
46.       Karimi, Y. (1978) Diagnostique rapide de l'infection pesteuse au Laboratoire, Bull. Soc. Path. exot 1, 45-48.
47.       کریمی، یونس، محمدی، منوچهر، حنیفی، محمد، روش های تشخیص سریع آزمایشگاهی طاعون و معرفی کانونجدید طاعون صحرایی در سراب (آذربایجان شرقی)، مجله نظام پزشکی، 1357، 6(4). صفحات 326-322.
48.       Arata, A., Chamsa, M., Farhang-Azad, A., Meš erjakova, I., Neronov, V., and Saidi, S. (1973) First detection of tularaemia in domestic and wild mammals in Iran, Bulletin of the World Health Organization 49, 597.
49.       یونسکریمی،تولارمیواولینموردانسانیآندرایران،مجلهنظامپزشکی، 1360،سالهشتم،شماره 2. .
50.       Karimi, Y., Fayaz, A., and Teymouri, H. (1975) Serological data on rabies in foxes studied in Iran, Acta medica Iranica 18, 129.
51.       Ardoin, A., and Karimi, Y. A focus of thrombocytopenic purpura in East Azerbaidjan province, Iran (1974-1975)(author's transl), Médecine tropicale: revue du Corps de santé colonial 42, 319.
52.       Karimi, Y., Hannoun, C., Ardoin, P., Ameli, M., and Mohallati, H. (1976) Sur le purpura hémorragique observé dans l'Azarbaidjan-Est de l'Iran, Médecine et Maladies Infectieuses 6, 399-404.
53.       یونسکریمی،مطالعاتجدیددرموردپورپورایخونریزیدهندهآذربایجانشرقی،معروفبهحصبهقرهمیخ،مجلهنظامپزشکی، 1356،سالپنجم،شماره 6.
54.       Mofidi, C. Epidemiology of malaria and its liquidation in Iran, Meditsinskaia parazitologiia i parazitarnye bolezni 31, 162.
55.       Parviti, P., Javadian, E., Assmar, M., Maddaf, S., and Amirkhani, A. (1998) A survey on the host reservoirs of cutaneous leishmaniasis in Turkemensahr area, Iran, Parasitology International 47, 186.
56.       Assmar, M., Mehrabian, S., Piazak, N., Farahmand, M., Majd, A., Agah, S., Safikhan, N., Modabber, M., and Jenabian, S. (1997) " AN IN VITRO INVESTIGATION ON THE INHIBITORY EFFECTS OF FOUR DIFFERENT SPECIES OF VINCA EXTRACTS ON LEISHMANIA MAJOR, Iranian Journal of Public Health 26, 29-34.
57.       Assmar, M., Amirkhani, A., Piazak, N., Hovanesian, A., Kooloobandi, A., and Etessami, R. (1997) Toxoplasmosis in Iran. Results of a seroepidemiological study, Bulletin de la Société de pathologie exotique (1990) 90, 19.
58.       Assmar, M., Manjili, M., Esmaeili-Rastaghi, A., Farahmand, M., Piazak, N., Rafati, S., and Dezfooli, S. (1999) Immunogenicity of Gamma-Irradiated Toxoplasma gondii Tachyzoites in Mice, Iran Biomed J 3, 93-97.
59.       Assmar, M., Amirkhani, A., Piazak, N., Hovanesian, A., Kooloobandi, A., and Etessami, R. (1997) Toxoplasmose en Iran. Résultatsd'une étude séroépidémiologique= Toxoplasmosis in Iran, results of a seroepidemiological investigation, Bulletin de la Société de pathologie exotique 90, 19-21.
60.       Nekoui, H., Assmar, M., Amirkhani, A., and Pyazak, N. (1999) Distribution of ticks and their association with Borrelia in Semnan province, Iranian Journal of Public Health 28.
61.       Asmar, M., Piazak, N., and Karimi, Y. (1979) An Illustrated Key for Flea of Iran, Pasteur Institute of Iran, Research note, 2-15.
62.       Salimi, M., Asmar, M., and Piazak, N. (1996) THE FAUNA OF ARGASIDAE AND THE ROLE OF ORNITHODOROS IN RELAPSING FEVER IN SOME VILLAGES OF THE CENTRAL PROVINCE OF IRAN, Iranian Journal of Public Health 25.
63.       Djafari, F., and Asmar, M. (1986) PRELIMINARY RODENT CONTROL PROGRAM IN BANDARABBAS, SOUTHERN IRAN, Iranian Journal of Public Health 15.
64.       Forghan-Parast, K., Yadegari, D., and Assmar, M. (1994) Study of clinical epidemiology of fascioliasis in Guilan, J Med Fac Gilan Univ Med Sci Iran 2, 4-11.
65.       Yadegari, D., Forghan-Parast, K., and Assmar, M. (1990) Investigation of an epidemic Fascioliasis in North Iran, Bull Soc Fr Parasitol 8, 868.
66.       Asmar, M., Milaninia, A., Amirkhani, A., Yadegari, D., FORGHAN, P., Nahravanian, H., and Piazak, N. (1991) Seroepidemiological investigation of fascioliasis in northern Iran, MEDICAL JOURNAL OF THE ISLAMIC REPUBLIC OF IRAN (MJIRI) 5, 23-27.
67.       Hatami, H., Asmar, M., Massoud, J., Aryanifar, S., Mansori, S., Fatemi, F., Shahrezaei, A., Rezaei, R., and Namdaritabar, H. (2000) Report of the first outbreak of human fasciolosis in Kermanshah province, Moddares J 3, 79-87.
68.       Assmar, M., Terhovanessian, A., Jahani, M., Nahrevanian, H., Amirkhani, A., Piazak, N., Esmaeili, A., Farahmand, M., and Zare, M. (2003) Molecular epidemiology of malaria in endemic areas of Iran, The Southeast Asian journal of tropical medicine and public health 34, 15.
69.       Shahbazzadeh, D., Amirkhani, A., Djadid, N., Bigdeli, S., Akbari, A., Ahari, H., Amini, H., and Dehghani, R. (2009) Epidemiological and clinical surveyof scorpionism in Khuzestan province, Iran (2003), Toxicon 53, 454-459.
70.       NIKNAM, M., Jamshidi, A., KHOSRAVI, F., AMIRKHANI, A., NIKBIN, B., NAROUEINEZHAD, M., and GANJ, A. (2003) Comparison of validity of microlymphocytotoxicity and flowcytometry methods with PCR for HLA-B27 antigen typing, MEDICAL JOURNAL OF THE ISLAMIC REPUBLIC OF IRAN (MJIRI) 17, 75-80.
71.       Parvizi, P., Moradi, G., Akbari, G., Farahmand, M., Ready, P., Piazak, N., Assmar, M., and Amirkhani, A. (2008) PCR detection and sequencing ofparasite ITS-rDNA gene from reservoirs host of zoonotic cutaneous leishmaniasis in central Iran, Parasitology research 103, 1273-1278.
72.       Nahrevanian, H., Farahmand, M., Aghighi, Z., Assmar, M., and Amirkhani, A. (2007) Pharmacological evaluation of anti-leishmanial activity by in vivo nitric oxide modulation in Balb/c mice infected with Leishmania major MRHO/IR/75/ER: An Iranian strain of cutaneous leishmaniasis, Experimental parasitology 116, 233-240.
73.       Ramezani, A., Velayati, A., Eslamifar, A., Banifazl, M., Ahmadi, F., Maziar, S., Razeghi, E., Kalantar, E., Amirkhani, A., and Aghakhani, A. (2008) Persistence of hepatitis B vaccine immunity in hemodialysis patients, Therapeutic Apheresis and Dialysis 12, 143-146.
74.       Pourbabaee, A., Karami, F., Amirkhani, A., and Rajabpour, B. (2010) Evaluation of Vibrio Cholera Distribution and its Relation to the Affected Patients in Different Parts of Qom City, Iranian Journal of Health and Environment 3.
75.       Valadkhani, Z., Assmar, M., Esfandiari, B., Amirkhani, A., Hassan, N., Lotfi, M., and Ghobadi-rad, S. (2008) Trichomoniasis in Asymptomatic Patients, Iranian Journal of Public Health 37.